سيد محمد كمره اى
903
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
آنها زود بلند شده فرار نمودند . مثل اينكه ما شايد صحبتى داريم . بعد قرار شد روز شنبه عصر منزل ممتاز الملك برويم و قدرى صحبت بنماييم . خواستههاى طبقهء سوم مستشار الدوله اظهار داشت كه طبقه سوم در خانه ظل السلطان حوزهاى داشتند و در آنجا از دولت سه چيز تقاضا نمودند ؛ يكى آنكه موليتر در اداره ارزاق بابىها و ارامنه را آورده ، بايد بيرون نمايند و اين مطلب از ناحيه انگليسىها تعليم شده كه بين بابىها و ارامنه با مسلمانها جنگ و مبارزه انداخته اغتشاشى هم از اين راه تهيه نمايند و اين روزها دولت مجامع بازيگرها و معركهگيرها را آزاد و شبها بازيگرخانههاى الواطانه را اجازه داده و مجالس قمار را رواج مىدهد كه همه مردم را مشغول به اين خيالات نمايد . صحبت جنگلىها بعد صحبت جنگلىها را نموده كه دو سه جنگ بين آنها و قشون دولتى واقع شده و همهجا دولتىها شكست خوردهاند و ميرزا كوچك دو هزار تفنگ و هشت متراليوز و پنج ميليون فشنگ دارند و خودشان را از محصوريت دوده كه قشون دولتى آنجا را محاصره كرده بود خودشان را به ميان قشون زده شكست فاحشى داده رفته بودند و وقت عبور از سفيدرود قزاقها به آنها شليك كرده چند نفرى از آنها را زده بودند و هشت اتومبيل كه آنها از روسىها و انگليسىها گرفته بودند ، چون آنها را همراه نبرده بودند به دست قشون دولتى آمده بود و آنها را به طهران آوردهاند و دو طياره قشون دولتى و انگليسىها را هم آنها با متراليوز كه روى درختها كشيده بودند زده و خراب كرده بودند . آنها هم با طياره كه بمبارده مىكردند دو ده از سپهسالار خراب شده . رييس قزاقخانه در هفته گذشته از اردو به طهران آمده بود ، گويا گفته بود كه با اين قسمها از عهده آنها برنمىآييم و مراجعت كرده بود . در اين جنگ قزاقها جلو و قشون هندى از عقب آنها ، و شهر رشت نظامى است . در اين بين هوا رعد و غرش و بناى تگرگ آمدن شد به قدر فندق درشتتر هم ديدم ، اما زود منقطع و مبدل به باران و زود رفع شد . بعد ساعت يك از شب